زين الدين محمود واصفى
مقدمه 20
بدايع الوقايع ( فارسى )
آن نيز بودند . اتفاقا نبوغ واصفى در اين است كه او با تصوير جزئيات زندگى اين استادان گمنام و با بيان طرز تفكر و حسن سليقه آنان ما را به اين نتيجه مىرساند كه هرات زمان واصفى از شهرهاى معروف ايتالياى دوره رنسانس هرگز چيزى كم نداشته است « 1 » . نسخههاى « بدايع الوقايع » كتابخانههاى علمى شوروى از لحاظ كميت نسخ « بدايع الوقايع » نسبة غنى است و ما در تهيهء متن آن مجموعا سى و يك نسخه در دست داشتيم « 2 » . از اين مقدار سه نسخهاش « نوادر الحكايات » بود كه ترجمه « بدايع الوقايع » به زبان اوزبكى مىباشد . ولى در عمل يقين حاصل شد كه اولا از نسخ موجوده هيچكدام نمىتواند اصل قرار گيرد و ثانيا فقط چهارده نسخه از آنها مىتواند در آماده ساختن متن سودمند باشد . بقيه يا تكرار مكررات بود يا فوق العاده مغلوط و ناقص . راه اصلاح چنين بود كه نخست چهار نسخه از « بدايع الوقايع » را كه از مجموعه لنينگراد و تحت شمارههاى ( پ . ن . س - 204 ، س - 401 ، و - 652 ، و - 653 ) محفوظاند و همچنين دو نسخه از كتابخانه فرهنگستان اوزبكستان كه يكى از آنها « بدايع الوقايع » با شماره 5061 و ديگرى « نوادر الحكايات » با شماره 3344 بود همه را باهم سنجيديم ؛ بعد نتيجه اين سنجش را با متنى كه براساس سه نسخهء شماره ( 314 ، 422 ، 456 ) از كتابخانه فرهنگستان تاجيكستان قبلا تهيه شده بود مقايسه نموديم . متنى كه بدينترتيب به دست آمده بود تقريبا در پنجاهجا اعم از كلمه و جمله مشكوك و نامفهوم بود . تمام كلمات و جمل مورد ترديد و همچنين ترتيب بابها و عنوان فصلها كه در بعضى از نسخ پسوپيش آمده بود همه را با نسخ قابلاعتماد ديگر مقابله كرديم . نسخى كه در اين مرحله مورد استفاده واقع شد عبارتند از نسخههاى
--> ( 1 ) - ضمنا براى آشنايى بيشتر از زندگانى واصفى و فعاليت ادبى او علاقهمندان مىتوانند به كتاب ما كه به زبان روسى در سال 1957 در تاجيكستان شوروى به چاپ رسيده مراجعه نمايند . ( 2 ) - تا آنجائى كه به ما معلوم است نسخه « بدايع الوقايع » ظاهرا در هيچكدام از كتابخانههاى دنيا وجود ندارد .